کودک یک انسان است و هر انسانی به شخصیت خویش علاقه مند است. میل دارد دیگران قدرش را بدانند و به شخصیت او احترام بگذارند. منظور از احترام رفتار، عملی و ذهنی متقابل است که احساس ارزشمندی و رضایت و خشنودی برای طرف مقابل ایجاد می کند. پدران و مادرانی که به شخصیت فرزندان خویش علاقه مند هستند باید همواره احترام آنها را رعایت کنند و وجودشان را گرامی بدارند. احترام به کودک یکی از عوامل مهم در پرورش شخصیت کودک به شمار می رود.

کودکی که مورد تجلیل و احترام قرار گیرد بزرگوار و با شخصیت بار می آید، و برای حفظ شخصیت خویش از کارهای زشت اجتناب خواهد کرد.(1)



مسأله حرمت نفس و پرورش احساس خودارزشمندی و عزت نفس از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی، قدرت تصمیم گیری، ابتکار و خلاقیت و نوآوری، سلامت فکر و بهداشت روانی، رابطه مستقیمی با میزان و چگونگی عزت نفس و احساس خودارزشمندی فرد دارد.

برای اینکه کودکان و نوجوانان بتوانند از حداکثر ظرفیت ذهنی و توانمندیهای بالقوه خود بهره مند شوند می بایست از نگرشی مثبت نسبت به خود و محیط اطراف و انگیزه ای غنی برای تلاش برخوردار شوند.

بدون تردید نوجوانانی که دارای احساس خودارزشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند، نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه، پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری در تمامی زمینه ها از خود نشان می دهند.(2)

نوع نگرش و تصور فرد نسبت به خود بر اساس تجربیاتی است که از نگرش دیگران و ارزیابی آنها نسبت به شخصیت خود دارد. اگر کودک و نوجوان در خانواده مورد علاقه، احترام و مساعدت اعضای خانواده باشد، در این صورت خود را فردی مثبت، باکفایت، لایق و باارزش محسوب خواهد کرد. اما اگر مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد احساس حقارت، ضعف و ناامیدی و بی ارزشی خواهد نمود.

کودک و نوجوانی که مورد توهین و تحقیر پدر و مادر قرار گیرد عقده و کینه پیدا می کند و دیر یا زود دست به طغیان و تمرد خواهد زد و از آنان انتقام خواهد گرفت. متأسفانه بعضی از پدران و مادران در ارتباط با احترام به کودکان برداشت نادرستی دارند، و می گویند: «اگر به کودکان احترام بگذاریم لوس می شوند و به ما احترام نخواهند گذاشت.» این گونه والدین، بی اعتنایی، بی توجهی و در بعضی مواقع تحقیر کودکان را یک نوع روش تربیتی می دانند، و بدین وسیله عزت و شخصیت کودک را لگدکوب کرده و احساس حقارت، فرومایگی و زبونی را در نهاد وی به ودیعه می گذارند. در صورتی که این روش، یکی از اشتباهات بزرگ تربیتی والدین می باشد، که با سیره و روش ائمه اطهار علیهماالسلام، علمای دینی، علوم تربیتی و روانشناسی منافات دارد. احترام به کودک نه تنها پدر و مادر را در نظر فرزند کوچک نمی گرداند بلکه روح شرافت و بزرگواری و عزت نفس را در آنان پرورش می دهد.(3) احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی، یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت مطلوب در کودک است. رسول گرامی اسلام(ص) در باره احترام به کودکان می فرماید:

«به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روشهای پسندیده با آنان معاشرت کنید.»(4)

و نیز فرمود: «وقتی نام فرزندتان را می برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او رو ترش نکنید.»(5)

پیغمبر گرامی اسلام(ص) خود اسوه عملی بود و تمامی نکات و دقایق لازم را در باره فرزندان خود عملاً به کار بست و آنان را افرادی باشخصیت و شایسته بار آورد. توجه و اهتمام پیامبر گرامی اسلام(ص) تنها به تربیت فرزندان خود محدود نبود

بلکه به پرورش دیگر کودکان هم عنایت مخصوص داشت، تاآنجا که می توانست در احیای شخصیت و تعالی روانی کودکان کوشش می کرد.(6) همان طور که تا به حال در سیره عملی حضرت محمد(ص) نسبت به کودکان ذکر شد، هنگام ورود امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، حضرت به احترام آنها برخاسته، منتظر ورود ایشان می شد، در سلام گفتن به کودکان همیشه پیشقدم می شد و دعوت کودکان را به بازی ردّ نمی کرد و در بازیهای آنان شرکت می جست. وقتی از سفر برمی گشت، کودکان به استقبالش می شتافتند. پیامبر(ص) آنها را مورد نوازش و ملاطفت قرار می داد و سپس بعضی از آنها را خود سوار می کرد و به اصحاب نیز دستور می داد بقیه را سوار کنند و با این حال به شهر بازمی گشتند.

و بدین وسیله خاطرات خوش و شیرینی را در ذهن و روان کودکان به یادگار می گذاشت. احترام به شخصیت فرزندان و دیگر کودکان برای پیامبر(ص) یک سیره و روش متعارف بود و بدین وسیله بزرگواری، اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی را در آنان پرورش می داد.

امام خمینی با الگو قرار دادن رفتار پیامبر(ص) به کودکان و نوجوانان احترام می گذاشت و آنان را مورد لطف و محبت خویش قرار می داد. برای نمونه به ذکر مواردی از رفتار احترام آمیز امام خمینی نسبت به کودکان و نوجوانان می پردازیم.

خانم عاطفه اشراقی در این باره می گوید: امام برای فرزندانشان احترام خاصی قایل بودند و بسیار خوشرو و با متانت رفتار می کردند. گاهی اوقات امام بدون آنکه چیزی به ما بگویند، به بهانه ای به آشپزخانه می رفتند و برای ما چای می ریختند. البته ما از این رفتار امام احساس شرمندگی می کردیم، ولی امام با این کار کمال مهمان نوازی و در حقیقت بهترین رفتار را نسبت به فرزندان خویش نشان می دادند.(7)

سیدیاسر مصطفوی در باره توجه و احترام ایشان به کودکان می گوید:

هر وقت ما به منزل امام می رفتیم در موقع غذا خوردن آقا از غذای خودش به ما می داد، چون غذای ایشان غیر از غذای ما بود و دکتر گفته بود که باید سوپ بخورند. برای همین می گفتند: یاسر یک کمی از غذای من بخور.(8)

یکی از دوستان امام در باره توجه به کودکان چنین نقل می کند: یک روز با فرزندم در کربلا به حرم امام حسین علیه السلام رفته بودیم، امام را آنجا دیدم. من و پسرم کنار امام نشستیم. چند نفر با شیرینی و شکلات و خرما از مردم پذیرایی می کردند. یکی از آنها جلو آمد و به ما شیرینی تعارف کرد. اما یادش رفت که جلوی فرزند کوچک من هم شیرینی بگیرد. امام که متوجه شده بودند، فوری خودشان یک شیرینی برداشتند و با مهربانی به پسر کوچک من دادند.(9)

شیوه های تکریم کودکان و نوجوانان

* سلام کردن: یکی از طرق احترام به شخصیت مردم سلام کردن است. سلام در تعالیم اخلاقی اسلام یکی از سنتهایی است که بر آن تأکید بسیار شده است و دو فرد مسلمان وقتی به هم می رسند، موظفند قبل از شروع به گفتگو، سلام کنند. وقتی که کودک به بزرگترها سلام کرد، لازم است به گرمی پاسخ داده شود، تا با این عمل شخصیت او مورد اعتنا و احترام قرار گیرد. اگر به کودک اعتنا نکنند و جواب سلام او را ندهند عملاً کودک را تحقیر کرده اند و طبیعی است که او از این بی احترامی آزرده خاطر شود. پیشوای گرامی اسلام در راه تکریم اطفال از حد جواب سلام کودک، قدم را فراتر گذارده و با مقام شامخی که در جامعه داشت به کودکان سلام می کرد و بدین وسیله به شخصیت آنها احترام می نمود.

امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل کرده است که می فرماید: پنج چیز است که تا لحظه مرگ آنها را ترک نمی کنم، یکی از آنها سلام گفتن به کودکان است. در انجام این اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتی بین مسلمین بماند و معمول شود.

سلام گفتن به کودکان دو اثر روانی دارد: برای سلام کننده باعث تقویت خوی پسندیده تواضع و فروتنی است، و برای کودک وسیله احیاء شخصیت و ایجاد استقلال است. کودکی که بزرگسال به او سلام کند در خود احساس عزت، کرامت و بزرگواری می کند و خصایل و فضایل انسانی در او بیدار و تقویت می شود.(10)

تجربه نشان داده است بزرگسالانی که در محل زندگی به سلام کودکان و نوجوانان با روی خوش پاسخ گفته اند و یا اینکه در سلام دادن پیشقدم شده اند، مورد توجه و محبت کودکان و نوجوانان محل قرار گرفته و سخنان آنها در کودکان نافذتر از دیگران می باشد.

* همبازی شدن: یکی از راههای پرورش شخصیت در کودکان، شرکت بزرگسالان در بازی آنهاست. موقعی که اولیا و مربیان خود را تا سر حد کودکی تنزل می دهند و با شرکت در بازی کودکان، آنان را در کارهای کودکانه مساعدت می نمایند، کودک احساس می کند که کارهای او آنقدر ارزنده و مورد توجه است که والدینش با وی همکاری می کنند و خود را هم سطح او قرار می دهند. چنین احساسی حس استقلال، اعتماد به نفس و پرورش شخصیت کودک را در بر دارد.

پیامبر اسلام(ص) خود با کودکان همبازی شده و در بازی آنان شرکت می جسته است. امام خمینی نیز با همه گرفتاریها و مشغله ای که داشتند به این خواست و نیاز اساسی کودکان پاسخ مثبت داده و با آنان همبازی می شده است. پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ کانَ لَهُ و لَدٌ صَبا؛(11) هر کس که کودکی دارد باید در راه تربیت او، خود را تا سر کودکی برساند (خود را با عوالم او هماهنگ ساخته، رفتاری که در خور درک اوست پیش گیرد.) امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: «کسی که کودکی دارد باید در راه تربیت او خود را تا سر حد طفولیت و کودکی تنزل دهد.»(12)

* احترام در نام بردن کودک: لازم است پدر و مادر فرزند خود را همواره با احترام بخوانند؛ مثلاً بگویند حسن آقا، پسرم، دخترم، نام او را کوچک و سبک نکنند. خوب است کودک را با تعبیر شما خطاب کنیم، نه تو.

* باید در مجالس برای کودکان نیز جای باز کرد و به آنان احترام گذاشت. پیامبر(ص) می فرماید: «وقتی نام فرزندتان را می برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او روترش نکنید.»(13)

* در دعوت به میهمانی و مجالس جشن باید کودکان را نیز منظور داشت و جداگانه برایشان کارت فرستاد، یا نام آنان را نیز در کارت نوشت. و برای آنان نیز جای نشستن و پذیرایی شدن پیش بینی کرد.

* کودکان سر سفره غذا، هم باید جا داشته باشند، هم وسیله اختصاصی پذیرایی، خصوصا در مجالس و محافل مذهبی بهتر است اول از کودکان و خانمها پذیرایی شود و سپس از آقایان.

* لازم است کودکان در منزل مانند بزرگترها وسایل مخصوص داشته باشند مانند مسواک، خمیردندان، حوله، کمد لباس، ظروف غذاخوری، رختخواب و ... داشتن وسایل مخصوص روح استقلال طلبی و تشخص طلبی کودک را تقویت می کند.

* در مسافرتها کودکان نیز باید صندلی داشته باشند تا بدین وسیله احساس خودارزشمندی و شخصیت نمایند.

* بهتر است برای کودکان جشن تولد و جشن تکلیف گرفته شود. تهیه و تدارک این گونه مراسم بهتر است با خود کودکان باشد و والدین راهنمای آنان باشند.

* بهتر است از صفات و کارهای خوب کودک در حضور دیگران قدردانی و تشکر شود، ولی باید متوجه باشیم که این تشکر و قدردانی در حضور دیگران بیش از حد تکرار نشود و گرنه اثر تربیتی خود را از دست خواهد داد.

* لازم است پدر و مادر اگر بدون حضور کودک به سفر می روند برایش نامه بنویسند و سلام و احوالپرسی کنند و اگر با تلفن تماس می گیرند با کودک نیز صحبت نمایند. این گونه رفتارها احساس عزت نفس و خودارزشمندی را در کودک تقویت می کند.

* باید به سخنان کودک کاملاً گوش داد و درخور فهمش به او پاسخ داد.

* در موقع صحبت کردن به کودکان نیز باید توجه نمود که سخنان آنان را قطع نکنیم. اگر دوست داریم احساس کرامت، شرافت و بزرگواری در کودک زنده و تقویت شود باید به سخنانش گوش فرا دهیم. تمایل به گوش دادن به حرفهای کودکان می تواند نقش مهمی را در رشد احساسات و غنی تر ساختن اعتماد به نفس در آنان ایفا کند. گوش دادن با توجه و علاقه می تواند پیامهای متفاوت و هم مرزی چون «تو فرد باارزشی هستی» و «من به نظر تو احترام می گذارم» را به کودکان ابلاغ کند.(14) سخن دیگران را قطع کردن به قدری در تعالیم اسلامی مذموم است که از پیامبر گرامی(ص) نقل شده است: «کسی که در میان سخن برادرش سخن بگوید مانند آن است که چهره اش را شکافته باشد.»(15)

* در کارها و تصمیم گیریها خوب است تا حد امکان با کودکان و نوجوانان مشورت نماییم. نظرخواهی از کودکان و نوجوانان موجب رشد شخصیت آنان شده، و تمرینی برای اظهار نظر و تصمیم گیری و آماده شدن برای زندگی آینده می باشد.

* به کودکان اعتماد کنید و مسؤولیت بدهید، در عین حال مواظب و مراقب آنان باشید.(16)

پیامها و نتایج

* احترام به کودک یکی از عوامل مهم در رشد مطلوب شخصیت کودک است، که او را فردی باشخصیت، مسؤولیت پذیر، دارای اعتماد به نفس قوی و خلاّق می گرداند، تصور مثبتی از خویشتن پیدا می کند، روح شرافت و بزرگواری را در کودک پرورش می دهد.

* یکی از علل اساسی اختلالات رفتاری کودکان، فقدان محبت و احترام کافی از ناحیه والدین می باشد.

* پیامبر عالی قدر اسلام(ص) عملاً احترام زیادی برای کودکان و نوجوانان قایل بودند، رفتارها، عملکرد و شیوه های برخورد ایشان با کودکان و نوجوانان بهترین الگوی رفتاری برای خانواده ها می باشد. اگر امت اسلامی به شیوه ایشان در برخورد با کودکان و نوجوانان عمل نمایند، از بسیاری اختلالات و مشکلات روحی و روانی کودکان و نوجوانان پیشگیری خواهد شد.

* شیوه های عملی تکریم کودکان و نوجوانان مانند سلام کردن، همبازی شدن، جای بازی کردن و ... راهنمای خوبی برای همه والدین است.

* امام خمینی نیز به پیروی از پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) احترام زیادی برای کودکان و نوجوانان قایل بودند که در سیره عملی ایشان موارد متعددی از احترام و تکریم ایشان نسبت به آنان آمده است.

منابع: ـــــــــــــــــــــــــــــ

* امینی، ابراهیم، آیین تربیت، انتشارات اسلامی، 1362.

* بیابانگرد، اسماعیل، روشهای افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1372.

* شکوهی یکتا، محسن، تعلیم و تربیت اسلامی (مبانی و روشها)، دفتر تحقیقات و برنامه ریزی و تألیف کتب درسی ـ آ ـ پ، تهران، 1370.

* ستوده، امیررضا، پا به پای آفتاب، ج1، گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی، نشر پنجره، 1373.

* مجله شاهد کودک و نوجوان، شماره 1222، 1372.

* رشد نوآموز، دفتر انتشارات کمک آموزشی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزش و پرورش، 70 ـ 1369.

* نوابی نژاد، شکوه، سه گفتار در باره راهنمایی و تربیت فرزندان، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1372.

* امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1372.

پی نوشتها: ـــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آئین تربیت، ص243.

2 ـ روشهای افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، مقدمه.

3 ـ آئین تربیت، ص244.

4 ـ بحار، ج23، ص114.

5 ـ جامع الاخبار، ص124، طبع 1341.

6 ـ تعلیم و تربیت اسلامی مبانی و روشها، ص130.

7 ـ پا به پای آفتاب، ج1، ص213.

8 ـ پا به پای آفتاب، ج1، ص228.

9 ـ رشد نوآموز، ص22.

10 ـ تعلیم و تربیت اسلامی، مبانی و روشها، ص134 ـ 135.

11 ـ وسائل الشیعه، ج15، ص203.

12 ـ همان، ص126.

13 ـ جامع الاخبار، ص124، طبع 1341ش.

14 ـ سه گفتار در باره راهنمایی و تربیت فرزندان، ص69.

15 ـ کنزالعمال، خ77.

16 ـ اسلام و تعلیم و تربیت، ج2، ص185.